کسی که با خدا در ارتباط است در همه صحنه های زندگی در آرامش است و فرقی بین کار "برتر" و "پست تر" نمی گذارد. او می داند که نوع کار مهم نیست بلگه چگونه انجام دادن آن اهمیت دارد. کار او هر اندازه هم ملال انگیز باشد آن را به صورت عشقی برای خدا در می آورد.
چنین کسی چه در کارخانه ای پر سر وصدا کار کند و چه در مزرعه ای آرام. در هر حال آرامش او برآشفته نمی شود.
او کانون خود را در خدا یافته است در همه وقایع و در حضور همه مردم در آسایش و آرامش است تا ابد در پای نیلوفرن خدا ساکن است. هر جا که می رود خدا را در درون خود می بردعشقی که در درون اوست در همه جا و همه کس منعکس می شود و به هر جا که نگاه می کنئ سیمای معبود را می بیند.
چنین فردی به تنهایی سیمای خدا را در همه انسانها وهمه مخلوقات مشاهده می کند وبه آرامش می رسد.
او همه اعضای بدن و نیروهایش با خدا متحد است ...
از لبهایش کلام خدا را می شنویم.
از دیدگانش خداست که به ما می نگرد.
و از دستانش نیکی ها و برکات خدا بر ما می ریزد.
از طرف مریم
|
+| نوشته شده توسط
مازی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387
|